اثربخشی گروه درمانی شناختی به روش مایکل فِرِی بر سلامت روان بیماران دچار ام. اس

نوع مقاله : اصیل پژوهشی

10.22122/ajcr.2020.91653

چکیده

مقدمه: بیماران دچار بیماریهای مزمن علاوه بر مشکلات جسمانی، از نظر سلامت روانشناختی نیز دچار مشکل میشوند. هدف
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروهدرمانی شناختی به روش مایکل فِرِی بر سلامت روان بیماران دچار ام. اس بود.
شیوه مطالعه: جامعهی پژوهش شامل کلیهی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در شهرستان همدان بود. در یک طرح نیمه
آزمایشی، 03 نفر شرکتکننده به صورت در دسترس از بیماران انتخاب؛ و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم
شدند. گروه آزمایش تحت آموزش مهارتهای رفتاردرمانی- شناختی طی 6 جلسهی 03 دقیقهای قرار گرفت. هر دو گروه در سه
مقطع پیشآزمون و پسآزمون و 1 ماه پس از جلسات درمانی با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لاویبوند
مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ و نتایج با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته و به کمک نرمافزار SPSS تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهـش حاضر نشان داد که بین گروه آزمـایش و گواه پس از اجرای مداخله تفـاوت معـناداری وجـود داشت )331/3
>P (. پس از انجام مداخله، نمرات افسردگی، اضطراب و استرس در گروه آزمایش کاهش معناداری داشت؛ که این تأثیر در دورهی
پیگیری نیز قابل مشاهده بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش میتوان گفت که در حوزهی درمان و کار با افراد دچار بیماریهای مزمن و پیشرونده،
گروهدرمانی شناختی کارآمد و مفید به نظر میرسد؛ بنابراین علاوه بر مداخلات پزشکی که برای بیماران مبتلا به ام. اس. انجام میشود،
نیاز به مداخلات روانشناختی وجود دارد


کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Effectiveness of Cognitive Group-Therapy Based on Michael Free on Mental Health in Patients with Multiple Sclerosis

چکیده [English]

Background: In addition to physical characteristics, patients with chronic illnesses are in trouble with psychological characteristics, also. This study aimed to examine the effect of the Effectiveness of Cognitive Group-Therapy Based on Michael Free on mental health in patients with Multiple Sclerosis.
Methods: The population was all the patients with MS in Hamedan. In a semi-experimental design and using convenience sampling, 30 participants were selected among those patients and they were divided in two groups of intervention and control by random. The former and latter clusters were trained in between the one and one and half an hour of 6 sessions while the control group had no therapeutic training. The therapeutic clusters were assessed with Lovibond depression, anxiety; stress (DASS, 1995) were completed at three stages; prior to, four weeks later, and two months after the intervening sessions. Data were subjected to descriptive statistics and analysis with MANOVA.
Results: The results of this study showed that there were significant differences between test and control groups after intervention (P < 0.001). In fact, scores of depression, anxiety, and stress in the experimental group were significantly reduced after treatment. This effect was also a visible follow-up period.
Conclusion: According to the results above, we can say, in the area of treatment and working on patients with Multiple Sclerosis cognitive group therapy seems to be very efficient and useful. So, in addition to medical interventions for patients with multiple sclerosis that is done, there is a need for psychological interventions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cognitive Group-Therapy
  • Michael Free
  • mental health
  • Multiple Sclerosis